![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
|
اي همه آرامشم از تو پريشانت نبينم
مرغک عاشق کجا شد شور آواز قشنگت
قصه دلتنگيت را خوب من بگذار و بگذر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:47 توسط MOHAMMAD ALI |
|
خانه ام بی آتش ،
دست هایم بی حس و نگاهم نگران ...
می توانی تو بیا ، سر این قصه بگیر و بنویس
این قلم ، این کاغذ ، این همه مورد خوب !!!
راستش می دانی ؟ طاقت کاغذ من طاق شده ،
پیکر نازک تنها قلمم ، زیر آوار دروغ خرد شده !!!
می توانی تو بیا ، سر این قصه بگیر و بنویس ...
می توانی تو از این وحشی طوفان بنویس ،
طاقتش را داری که ببینی هر روز ،
زیر رگبار نگاهی هرزه
صد شقایق زخمی و هزار نیلوفر بی صدا می میرد ؟!!!
اگر اینگونه ای آری بنویس ،
من دگـر خسته شـدم ...
باز تا کی به دروغ بنویسم :
" آری می شود زیبا دید !! می شود آبی ماند !!! "
گل پرپر شده را زیبایی ست ؟!
رنگ نیرنگ آبی ست ؟!
می توانی تو بیا ، این قلم ، این کاغذ ...
بنشین گوشه ی دنجی و از این شب بنویس !!
قسمت می دهم امّا به قلم ،
آنچه می بینی و دیدم بنویس
از خدا ،
از قفس خالی عشق ،
از چراگاه هوس ،
از خیانت ،
از شرک ،
از شهامت بنویس !!!
بنویس از کمر بـیـد شکـسته ،
آری از سکـوت شب و یک پنجره ی ساکـت و بـسته ،
از من
" آنکـه اینگـونه به امّـید سبب ساز نـشـسته "
از خود ...
هـر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکـش :
(( صحنه ی پـیچش یک پیچک زشت دور دیوار صدا ... ))
حمله ی خفاشان ، مردن گـنجشکان !!!
جرأتش را داری کـه بـبـینی قلمت می شکـند ؟ کاغـذت می سوزد ؟!
طاقـتش را داری کـه بـبـینی و نگـویی از حق ؟!
گـفـتن واژه ی حق سنگـین است
من دگـر خـسته شـدم
می توانی تو بیا ، این قـلم ، این کاغـذ
این همه مورد خوب ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:47 توسط MOHAMMAD ALI |
|
اوج مقام عاشقی به جرأت بوسیدنه ؛ به مدت حسادته
همیشه تا اونکه می خوای ، یه دریا درد و فاصلست
ولی مهم نرفتن و موندن سر رفاقته
تصورش خوب مشکله ، که ما کنار هم باشیم
نمی رسیم به همدیگه ، تلخه ولی حقیقته
*****************
تن مرد و نامرد یکیست ، روزگار باید بگذرد تا بفهمی مرد کیست
*****************
همۀ دنیا یه جادست
من و تو مسافراشیم
قدر امروز رو بدونیم
ممکنه فردا نباشیم
**********************
فرقی نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا اقیانوس بیکران ؛ زلال که باشی آسمان در توست
**********************
هر کجا محرم شدی چشم از خیانت باز دار
ای بسا محرم که با یک نقطه مجرم میشود
*********************
خوشبختی خود تویی ؛ آن را در آیینۀ دیگران مجو
********************
بعضیها وارد زندگی ما میشوند و خیلی سریع میروند ؛ بعضیها برای مدتی می مانند و روی قلب ما رد پا می گذارند و ما دیگر هیچ گاه همان که بودیم نیستیم
*******************
پازل دل کسی را به هم ریختن هنر نیست ؛ هر وقت تونستی با تیکه های شکستۀ دل کسی براش یه پازل دل جدید بسازی هنر کردی
*******************
از شمع 3 چیز آموختم :
ایستاده بمیرم
بی صدا بمیرم
به پای دوست بمیرم
******************
نه زندگی آنقدر شیرین و نه مرگ آنقدر تلخ است که انسان شرافتش را به آن بفروشد
******************
زندگی مثل بازیه شطرنج میمونه :
اگه خوب بازی نکنی همه می خواند یادت بدند ، ولی اگه خوب بازی کنی همه می خواند شکستت بدند
********************
دریا باش که اگر کسی سنگ به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه اینکه تو متلاطم شوی
********************
مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم
مردن آن است که در خاطر تو با همۀ خاطره ها دفن شوم
********************
سکوت ، فریاد هزاران درد است در وسعت بی انتهای نگفته ها ؛ و تو بی انتها ترین فریادی که در سکوت من نشسته ای
*******************
تو را خواهم ، تو را تنها
که در یک گوشه از قلبت به جا مانم
نه با یک بوسۀ شیرین
نه با یک حلقۀ زرین
که تنها در نگاهت آشنا مانم
******************
اگر از پایان گرفتن غمهایت ناامید شده ای ، به خاطر بیاور که زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی است که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید
******************
زیباییه عشق به سکوت است نه فریاد ؛ زیباییه عشق به تحمل است نه به خرد شدن ؛ و فرو ریختن عشق خیالی است که اگر به واقعیت بپیوندد تمام شیرینی اش را از دست می دهد
******************
قلب آدم مثل یه جزیره می مونه ؛ مهم نیست چه کسی اول پاشو تو اون می زاره ، مهم اینه که کی تا آخر تو اون میمونه
*******************
این جهان پر از صدای پای مردمی است که همچنان که تو را می بوسند در ذهنشان طناب دارت را می بافند
*******************
عشق با غرور زیباست ؛ ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن دیوار غرور گدایی کنی ، آن وقت دیگر عشق نیست ؛ صدقه است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:46 توسط MOHAMMAD ALI |
|
هزاران بار در حريق چ
هزاران بار در حريق چشمانت سوختم
اي ماندني ترين نگاه
هزاران بار در طوفان نيستي ات گم شدم
اي ماندني ترين هستي
هزاران باردر ساز شعرت رنگ شدم
اي فريبنده ترين شعر
هزاران بار از جام باده ات مست شدم
اي لبريز ترين مستي
حال به من بگو
در
زيبا ترين نگاه
ماندني ترين هستي
فريبنده ترين شعر
و لبريز ترين مستي
چگونه فقط
كوچه هاي ذهنم را
با خيال تو خوش كنم
.
.
چگونه؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:46 توسط MOHAMMAD ALI |
|
|
باور نکن تنهاییت را |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:46 توسط MOHAMMAD ALI |
|
|
ما به بی اعتباری جهان عادت کرده ایم این را کسی به ما نگفت دیگر خودمان نمی خواهیم چیزی بشنویم چقدر حرف شنیده ایم در پس سالهای سال کسی چیزی به ما نگفت ما خودمان دیدیم که فاصله ها فقط با مردن پر میشوند تا من به تو برسم و تو به هر کسی که دوستش داری چه خاطره ها که نیمه راه مرا رساندند به بیراهه اما تو نمی دانستی من نیز نمی دانستم ما گم شده بودیم و حالا که پیدا شدیم کسی نیست تا ما را به خانه برساند تازه فهمیده ایم آن همه غزل که برایمان خواندند برای چه بوده است..
******************************************************************** |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:45 توسط MOHAMMAD ALI |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:44 توسط MOHAMMAD ALI |
|
تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عیک روز عشق و حسادت و دروغ و دیوانگی با یکدیگر بازی میکنند دیوانگی چشم می گذارد حسادت در دل آدم ها قایم می شود دروغ که از دروغ گفته بود من در دریا قایم می شوم در جنگل قایم شد و عشق در بوته گل سرخ رز قایم شد دیوانگی درغ را پیدا کرد حسادت را هم پیدا کرد اما عشق را نتوانست پیدا کند دروغ گفت که او در زیر زمین هست و حسادت گفت او در بوته هاست دیوانگی شاخه ای در بوته ها فرو کرد نا گهان خونی جاری شد او عشق را کور کرده بود عشق گریه کننان بیرون آمد دیوانگی عذر خواهی کرد عشق گفت ایرادی ندارد فقط هر جا میروی دست مرا بگیر و با خودت ببر . کبوتر جان فدايت
توي زندگی 3 راه رو دنبال کن: تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنکيه قسمت ماست که ما به هم نمي رسيم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:34 توسط MOHAMMAD ALI |
|
نميگم خطا نكردم،من كه ادعا نكردمعشق يعني حسرت شبهاي گرم عشق يعني ياد يک روياي نرم عشق يعني يک بيابان خاطره عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره عشق يعني گفتني با گوش کر عشق يعني ديدني با چشم کور عشق يعني آبي بي انتها عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لخظهها عشق يعني يک سوال بي جواب عشق يعني خستگي نا تمام عشق يعني نرسيدن به هم
نميگم خطا نكردم،من كه ادعا نكردم همه گفتن بي وفايي ولي اعتنا نكردم راهي سفر شدي تو، من دلم ميخواست بموني واسه موندن تو اما به خدا دعا نكردم توي كوچهي رفاقت يه سلام جواب ندادم تو دلم تويي اونو باكسي آشنا نكردم مي دونم دوسم نداري،حتي قد يه قناري ولي عاشقم هنوزم، بدون اشتبا نكردم زير دين ناز چشمات، عمريه دارم ميسوزم تا خاكستري نشه دل، دينمو ادا نكردم نامه هاي عاشقونه،با نشونه، بي نشونه اما از كساي ديگهس پس اونا رو وا نكردم
نميگم خطا نكردم، نمي گم خطا نكردم همه گفتن بي وفايي ولي اعتنا نكردم
نمي گم خطا نكردم، من كه ادعا نكردم همه گفتن بي وفايي ولي اعتنا نكردم... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:33 توسط MOHAMMAD ALI |
|
|
بوسه يعني مستي از مشروب عشق |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 14:32 توسط MOHAMMAD ALI |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگر می خوای بفهمی کسی دوست داره یا نه تو چشماش زل بزن .
اگر نگات کرد بدون دوستت داره . اگر خجالت کشید یعنی عاشقته . اگریک لحظه رفت تو فکر بدون بدون تو میمیره . اگرخندید و حرف رو عوض کرد بدون اصلا" دوستت نداره |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 |
|
RSS
|
|
AB!-ARMINBIZ فيلترشکن |
|
|
|---|